تبليغاتX
همســــــفر -

کودکي با پاي برهنه زير باران ايستاده بود و به ويترينه فروشگاهي نگاه ميکرد،

زني در حال عبور او را ديد،او را به داخل فروشگاه برد و برايش کفش و لباس خريد

وبه او گفت مواظب خودت باش.

کودک پرسيد :ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟

زن لبخندي زد و پاسخ داد: نه!من فقط از بندگانه خدا هستم.

کودک گفت: ميدانستم نسبتي با او داريد..........

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 11:16  توسط مسافر | 
 

))منبع کد آهنگ((