![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 18:3 توسط مسافر |
|
امشب یه حال عجیبی دارم ..... نمی دونم خوشحالم یا ناراحت !!! چیزی که همش دعا می کردم که بشه یه نشونه هایی اومده که امیدوارم کرده ..... اما نمی دونم چرا ناراحتم .....حالا که می خواد بشه انگار من نمی خوام بشه .... بازم اشتباه کردم .. توی دعاهایی که می کردم نباید اینطوری می گفتم ... اون چیزی که از خدا خواسته بودم و خدا بهم داد .... اما اون چیزی که گفته بودم با اون چیزی که توی دلم بود فرق داشت .... به خدا کلی گفته بودم نه جزئی .... نمی دونم شاید حکمتی توش هست .... سر دو راهی موندم..... حالا که خواسته ام برآورده شده ...درسته اونی که می خواستم نبوده .... اما حالا چی کار کنم برم یا نه ؟؟؟؟؟؟؟ برم یا نه ؟؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 1:18 توسط مسافر |
|
|
این آپ و تقدیم به برادر مهربونم می کنم و تولدشو از اعماق وجودم بهش تبریک می گم ... قبل از اینکه بخوام بیام و اینجا تولدت و بهت تبریک بگم ...خیلی حرفها توی ذهنم بود تا بنویسم اما الان هیچی به ذهنم نمی یاد ..... فقط دلم می خواد بگم ... تو یه برادر نمونه ای ... از خوبیهات هرچی بگم بازم کم گفتم ..... شاید باورت نشه اما من از تو هدیه های با ارزشی دارم که همیشه قدرشو می دونم و توی زندگیم خیلی کمکم کرده ... تو خیلی چیزها بهم یاد دادی ....بازم ازت ممنونم .... می دونم خیلی اذیتت کردم اما تو همیشه صبورانه گوش کردی و کمکم کردی .... ازت خیلی ممنونم همیشه دلم می خواد یه روزی بتونم این محبتهای تو رو و جبران کنم.... اما نمی دونم اون روز کی!! و اصلا من می تونم جبران کنم یا نه ؟؟!!
امیدوارم در تمام مراحل زندگیت ، موفق ، سلامت و سربلند باشی ...
امیدوارم جشن تولد سال بعد ، در کنار خانواده و همسر مهربونت ، شمعهای کیکت و فوت کنی همیشه برات آرزوی خوشبختی می کنم
اميدوارم روزگارت آرام به جايي رسد كه, زندگيت از هر آنچه كه روزي در رويا پرورانده اي بسي لذت بخش تر و شيرين تر باشد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 18:43 توسط مسافر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اين دنيا يه ايستگاهه
همه ما توي اين دنيا مسافريم .... مقصد سفر خداست ... خوشا به حال اون كسايي كه توي اين سفر يه همسفر دارن .... |
| پیوندها |
|
هنوز نمی دونم! (امیر) قاصدک(سعیده) نهر تنهایی |
|
RSS
|