تبليغاتX
همســــــفر

 

السلام عليك يا على بن موسى الرضا،

 جسمم اين جاست و خدا می داند دلم آن جاست.

 میلاد با سعادت حضرت امام رضا (ع) ، نگین درخشان سرزمین ایران رو به شما   و خانواده ی محترمتون و امام زمان (عج) تبریک می گم .

 کاشکی من کبوتری تو صحن باصفات بودم
                                         سايه بون حـرم و گلـدسته طـلات بودم

 دل به زيارت تو اوج مى گيرد.....
 اى رضا!
 مى آيم به سوى تو
 تو اى عشق بى نهايت!

                                               

 خودت می دونی که عاشقانه دوستت دارم ... و چه قدر دلم برای بارگاهت بی قرار است .....

 شاهد بودی که وقتی اسم تو را می شنوم چگونه اشکانم سرازیر می شود .....

 آخرین باری که به بارگاهت آمدم با تو عهدی بستم و معامله ای کردم.....

 گفتنش برام خیلی سخت بود .. اما شاید تنها راه رها شدنم عشقی که به تو دارم باشد ....

 عشق تو باعث رهایی من از خیلی چیزهاست ....

 باهات عهد بستم که اگر از این بند رها شدم تو منو بطلبی ....

 و این طلبیدن تو یعنی پاک شدن و رها شدن من ...

                                        

                  

 

سفربه بهشت.....

 سرم رو بالا نميارم. فقط مسير مستقيم خيابون رو ادامه ميدم.

 خوب ميدونم چي جلوي روي من هست. خوب ميدونم واسه چي دارم اين راه رو ميرم

 ولي جرات نگاه كردن ندارم. قدمهام رو آروم آروم برمي دارم...

 ناگهان به جايي ميرسم كه جاده تموم ميشه... اما نه انگار من تموم ميشم! و تو آغاز ميشي

 و تو بي پاياني. سرم رو آروم بلند ميكنم.

 حس ميكنم يه چيزي توي گلوي من نفس كشيدنم رو مشكل ميكنه

 اما گويا تا به اين لحظه به اين خوبي نفس نكشيده ام!

 هوا پرازعطربهشته. توان شكستن بغض پنهاني كه توي چشمهام نمي ذاره اشكهام سرازير

 بشن رو ندارم. دستم رو روي سينه ام ميگذارم و آروم ميگم... سلام امام رضا!

 امام رضا! آخرين باري كه پيشت بودم يادته؟ يادته داشتم خداحافظي ميكردم ....

 وخداحافظي نكردم؟!

 يادته بهت قول دادم كه خوب بشم؟ من برگشتم. اما خوب نشدم. بد هم شدم.

 اصلا اين كوله بار گناه و خطا و فراموشي رو پشتم ميبيني!؟ ميبيني چقدر آدم بدقولي هستم؟

 ميبيني چقدر از اون چيزي كه تو دوست داري دورم؟ آره امام رضا... سلام.


 امام رضا! نگاهم كن... ببين چقدر تشنه ام. خسته از اين آوارگيم. از راه يقين دورم.

 خورشيد هست و من كورم... آخه دلت راضي ميشه امام رضا؟ امتحانم ميكني؟

 خودت ميدوني كه شاگرد خوبي نيستم. ميدوني كه مردودم. پس چرا دعوام نميكني؟!     

 باهام حرف بزن. اينجا بهشته و من مسافرم. واسه من يه نگاهت هم كافيه.

 امام رضا! يادته اون شب توي صحن گوهرشاد؟ چشم به گنبد طلاييت دوختم 

 گفتم بگو كه دست خالي برنميگردم!؟ بگو كه آبروم رو ميخري؟

بگو كه سفارش دعاهام رو پيش خدا ميكني؟ حالا من باز اينجام. سلام.


 ديگه طاقت نميارم. سرم ميندازم پايين و اشكهام رو با گرد و غبار زمين حرم آشنا ميكنم.

 كاش هرگز اين لحظه آشنايي رو از ياد نبرم. كاش هرگز از اين خواب بيدارم نشم.

 از خواب بهشت.

 

                                                                    

 

پنجره فولاد رضا، برات کربلا ميده

هرکي ميره به کربلا،از حرم رضا ميره

 برام دعا کنید تا پیش آقام امام رضا شرمنده نشم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 22:34  توسط مسافر | 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 13:58  توسط مسافر | 
چشم بستم ....و دردی دیگر نبود و گناهی هم ...انگار این وجود من بود که متبرک شده بود !!!!

چشام از جنس بارونه ....

تو رو می بخشمت اما کسی جز من نمی بخشه ...

تو رو می بخشمت اما نه اینکه باز برگردی ...

می خوام یادم بره کی بودی و با من چه ها کردی ...

گذشتم از گناه تو ...باورکن خدایی هست ..

غبار کینه رو شستم .. همه حرفهات و بخشیدم .....

کسی در آینه پیدا شد که قبل از این نمی دیدم ...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:54  توسط مسافر | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 17:6  توسط مسافر | 

 

از دست تو نیست دلم از گریه پر ......

 مثل تو طاقت نداره ، واسه تو هر دم می باره ....

 دیگه اشکهای من طاقت موندن نداره .....

 نباشی بی تو می میرن می ریزن ، بی تو هر دم می بارن ....

 تو تموم دنیامی ، تو تموم حرفامی ، تو همه لحظه گرم عاشق بودنی ......

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 19:23  توسط مسافر | 

 

 بی تو سنگین می زنه هوای سینه ام ، با خیالت پشت پنجره می شینم ،

 اگه دنیا رو پیش چشام بیارن ، غیر تو هیچکس و اینجا نمی بینم ،

 همیشه گریه و تنهایی باهام ،

 بی تو بودن روز مرگ خنده هام ،

 اگه تو حسرت عشق تو بمیرم ، تقصیر تو نیست این از بخت سیام

 اگه از دوری تو مردم یه روزی ، نکنه تنهایی چشم به در بدوزی ،

 ای شکستنی تر از گل مثل آینه ، کی میگه به پای عشق من بسوزی !!

 کی میگه به پای عشق من بسوزی ....!!

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 12:55  توسط مسافر | 

 

هر رفتنی رسیدن نیست اما برای رسیدن راهی جز رفتن نیست

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 17:46  توسط مسافر | 
 

))منبع کد آهنگ((